{
  "title_fa": "بیم",
  "title_finglish": "BEEM / بیم",
  "artist_fa": "یاس",
  "artist_finglish": "Yas",
  "album_title": null,
  "duration_seconds": 739,
  "source": {
    "method": "spotify_link",
    "source_id": "0lwbUHpym90RNfmqSXPZp5",
    "farsichart_platforms": [
      "spotify"
    ],
    "acquisition_url": "https://www.youtube.com/watch?v=t0nC9Pbaa6k",
    "spotify_url": "https://open.spotify.com/track/0lwbUHpym90RNfmqSXPZp5",
    "farsichart_song_url": null,
    "downloaded_at": "2026-10-07T12:40:03Z"
  },
  "audio": {
    "codec": "mp3",
    "primary_bitrate_kbps": 256,
    "primary_filename": "beem.mp3",
    "has_128_variant": true,
    "variant_128_filename": "beem_128.mp3",
    "variant_128_stored_locally": false,
    "variant_128_stored_on_host": true
  },
  "lyrics": {
    "text": "پرسه در جریان امواج صوت\nچشمِ تصویر دریای سرخ\nمن افزودم از طول به پهنای عمر\nیه سایه تو اعماق نور\n\nاین گوسفند چاق، میراث قوچه\nکه بی دردسر تنها می سازه گوشت\nیه دیدگاه پوچ که میزبان هوشه\nیه از خونه بیزارِ بیگانه جوش\nهمه لب ها تنور، کسی همراه نبود\nنه چندان صبور، از این تنگنا کبود\nهمه متن ها رَوون، شست ها زَبون\nاما معنا معلومه، از مبنا محرومه\nتو هر واژه خوف، از ماشه گفت\nبذر اون سیم خارداری که ریشه کرد از ما شکفت\nبسه درهای قفل، دل همسایه مُرد\nته سرمایه سوخت\nاین یعنی بی مقدمه، بیم مقدمه\nتو این محوطه، کی مُردده؟\nیه نردبون صاف، به قعر گورستان\nیا حبس موندگار، یه نسل خونه زاد و بیم شکم\nیه پُل رو بُهت و وحشت جمعیت\nیه نردبون شعله ور تو مرکز قرنیه ات\nبه لطف مُهر افسر امنیت فقط سقوط، آزاده با حداکثر ظرفیت\nاز خودم بیشتر از همه ترسیدم\nاون طفل معصومی که شد حضرت معصیت\nاین سروده های ناب لحظه های سکوت رو\nبه مغز تبریک بگو، به قلبم تسلیت\nمن در پی کنج پنهان\nواسه حدس این سرنوشت موج پیما\nنه دیگه مرغ شیدام، نه تو عمق میدان\nتنها نور باقی از هر نقطه پیداست\nیه رخ بنما به ما تا برهنه تر\nببینی چهار ستونت رفت به رهن ترس\nکه خورده به ایست، این قوم گُم توبه نویس\nیه طعمه ی ریز، به قول کهنه رئیس\nاز دشمنان بَرَند شکایت به دوستان\nچون دوست، دشمن است شکایت کجا بَریم؟\nسعدی تو کیستی که در این حلقه ی کمند\nچندان فتادند که ما صید لاغریم (به به)\nهمین بوده ما هم عین مابقی\nروانه ایم به کام مرگ رو این ریل نامرئی\nما نتیجه سلیقه و میل داوریم\nنه مصرع اولیم، نه بیت آخریم\n\nپرسه در جریان امواج صوت\nچشمِ تصویر دریای سرخ\nمن افزودم از طول به پهنای عمر\nیه سایه تو اعماق نور\n\nخنده های کودکانه، مقر دوستی\nصدای نَکره اون تَه گفت: نخند بگو سیب\nدستورها تیز، درسخونا میخ به تخته\nسیب رو گفتی دندونا ریخت\nگفت درکش نکن همین رو فرو کن توت\nشروع کن کور از همین افق غروب کن زود\nولی من تو این فضای تحت نظارت\nتجدید شدم تا واسه خودم وقت بذارم\nاونی که منتظره تکلیفش رو بگن\nاز همین حالا ورق های تقویمش رو بِکَن\nمحافظ خویشتن تو حادثه نیستن\nهر چی گل مچاله تر رایحه بیشتر\nولی اون حرف رو از اون جاکشه میشنید\nکه دیدش جز انعکاس تابش دیش نیست\nشاه بیت هاشون غلام دربار\nبا ملکه ی ذهنی که به سادگی فاحشه بیش نیست\nاون که به ابلهیت، جرئت میگه\nبهش هویت میده، حرفش حجت میشه\nنکتش اینه، بی رحم جلوه دادن این آدما\nداره برعکس بهشون حس قدرت میده (صحیح)\nحریم اعتراض، پاره شد علنا\nچون یه عده از واقعیت، واقشو بلدن\nاونی که جیغتو میکشه، تَهتو ببینه\nدیگه لزومی نداره جلو لبت رو بگیره\nمیترسم مینویسم عذابش نَمونه\nچرا داد بزنم وقتی شعر حالش معلومه؟\nاون که سلاحش قلم و سازش زبونه\nمیدونه حتی یه فاتح با یه \"ه\" کارش تمومه\nتو ذات جماعت بی کیفیت اینه که\nرو حیثیت آدما برچسب بکوبه\nبا همون زبون از حقوق بشر بخونه\nمثل اینه که باتلاق رو با لجن بشوره\nیه توجیه گذرا واسه تو جیب و گذران\nهرجا نگاه کنی یه هوچی خوش ادا\nشد مرید خودزن ها، این محیط مبتلا\nحتی اعتراض میکنه واسه تولید محتوا\nنصف مخاطب ها، مخ ها تباه\nرخ ها نما، صبح ها شب ها، جفت پا هوا\nهمگی محو یه منظره ی مضحکن\nکه هر کی بیشتر از این درخت موز بِکنه بُت شکنه؟\n\nپرسه در جریان امواج صوت\nچشمِ تصویر دریای سرخ\nمن افزودم از طول، به پهنای عمر\nیه سایه تو اعماق نور\n\nصاحب کُل، من عابر کور\nاز جاده به دور، لایق نور\nچاره بجو، ساده بگو\nاز سال نکو، ختم این قائله کو؟\nمقابل کوه وایستا همه نگفته هاتو معامله کن\nتا سبک بال دوباره بشی وارد گود\nتو باش و کوه و باشکوه بشنو بی کم و کسر\nاونه که میتونه حس پشت سینه امو وصف کنه\nکله ای که میزنه کج\nاین نفسه که هنوز داره میدمه گرم\nبه دنبال گوش میون این همه کَر\nصدات میزنه تو این جو بی برکت\nچرخ بی حرکتی که قعر دره سُرید\nعلم خارج از کنترل، یه فهم اُریب\nنظم نوین، زوار رو داده دست کووید\nتسمه بُرید، دنیا از یه عطسه گریخت\nکمر شهر جلوی چشام شکست\nمن دیگه نمیخوام خودمو نجات بدم\nچون کورترینِ این رشته ی هزار گِره ام\nخوشم میاد جا زخم هامو فشار بدم\nخُمار چشم، سنگین رو هم افتاد پلک\nدنیام بین تُنگ آبِ حباب، شکل\nپای وجدان، سایه افتاد (۱)\nلای مشتام، جای خودکار (۲)\nخمار چشم، میپیچه به هم اوضاعم چِرت\nاتاق چرک، انگار دفنه زیر طوفان شن\nمواظب، گرفتم به سر، کُلام سِفت\nوابستگی، وارستگی کدام یک؟\n\nوقتی خیابون ها جا مردم شده پُر پلیس\nمهاجرت میشه تنها میانبر گریز\nبهتر اینه که جای لباس پلوخوری\nجلو آینه جلیقه ضدگلوله پرو کنی\nهمه پوست ها زبر و کلفت تر از کروکودیل\nعلنی تر از اینه که بخوایم غلو کنیم\nاتاقِ فکرِ حقیقتِ تهِ هلفدونی\nفک رو پلمپ کنی یا فکّ پلمپ کنی؟\nهر چی گفتیم: آقا! اینجا غربال میخواد\nمی بُرید، کار خودشو انجام میداد\nهر نفر بعد، نقض نفر قَبله\nچه فرقی داره یک با صد کاندیدا؟ ها؟\nکچلِ حسن، حسنِ کچل\nآخرسر، خلق الله وسط هچله\nامنیت رو میگیره میشه مظهر وحشت\nخطری ترین تصمیم ها تو خلوت بشره\nنتیجه از جمیع داده ها\nایران قشنگه ولی از نگاه شازده ها\nفضل پدر چه لطفی داره واسه ما؟\nکه بابا فاضل بود و فرزند شده فاضلاب\nدریغا که گرسنه ترینی توی غنی ترین خاک\nکه دنیا مدرن و ما تو عمیق ترین خواب\nکه تصویرها زشته توی ظریف ترین قاب\nکه تصمیم ها اشتباه، تو ضعیف ترین راه ممکن\nدر اصل ما بازیچه، ما طرفیم با نارسیست آزار پیشه\nاز فساد نگو وقتی که بازار هیچه\nخب دست که بسته باشه، پا باز میشه\nما نگاهو از عقربه کَندیم\nواسه نجاتمون دغدغه مندیم\nما واسه اینا، عین یه جدول حلّیم\nمیدونن هر جا بریم عین کفتر جلدیم\nتصویر ها رد میشه از زیر چشما همه\nتو دست میکشی الباقی رو میکِشه لبت\nکرختی میاد سراغ نیمه چپت\nروز یعنی فقط انتظار پیله ی شبت\nریزش برف رو سینه شهر\nتا پیچش برگ رو سیم کش برق\nمدام یه سواله که ضمیمه شعرمه\nاینه که آیا بینش کم، از بیم شکمه؟\n\nاینه حال ملتی که در اصل تک به تک حقایق رو میبینه اما از لای میله ها\nلاله ها خشکن از اونا که دونسته اسید ریختن به زیر پای ریشه ها\nاون که خوابه الان بیدار برعکس اونی که همواره بیدار خوابه زیر خاک\nکلی خشم فروخورده که ازت ساخت یه سمبل صبر لال و بی دفاع\n\nکار؟ پا نمیده پام\nزمان بی صاحاب یه لحظه وای نمیسته باهام\nفقط به لطف شُربِ باده خیسه کام\nخودم رو گُم کردم من لای گیس یار\nتنها شک و تردیده بار کیسه هام\nتو این کشمکش داره پاره میشه لام\nمینویسم با علم به اینکه پانویسه جام\nوای به حال اون که افتاد تو دام این صدا\nبا ذهنیت هار گرسنه\nصرف نظر از این که چه کاری درسته\nمثل همگان واسه غم نان میدویی\nمثل اسبی که زوری شده یار درشکه\nدلیل رفتن، جاذبه ی خارج نیست\nنه! علت دافعه داخله\nفراری دادن یک قافله ی غافله\nیه مریض مُسری پی جامعه سالمه\nخونه سراسر جدل، بحث، آشوب\nپدر که به ما داد فقط اخم هاشو\nبچه های دوستشو بغل کرد با شوق\nبه ما که میرسید کمربند وا شد\nشک و شُبهه، جای ایمان\nیه مغزِ مونده لای سیمان\nو کله گنده های بی نام\nبه سمت قله های ایران\nخب اصل کاری توپ جمع کنه\nاون چوپونه که میخواد آدم ها رو گوسفند کنه\nوظیفه مسئول فقط دستور به سرکوب اونه\nکه بهش وظیفه ها را گوشزد کنه و لاغیر\nاین آدما رو شکار دیده برای صید\nشعار میده فردا بله، الان خیر\nوقت جواب به ارباب رجوع سرا غیب\nو ما بین ناگفته ها کلافه ایم\nهمه از دم کُفری\nشخصیت های بی ثباتِ چند قطبی\nکار ما داره میگذره از بطری\nدادا کالیبر رو ول کن ما هم قُطریم\nچنگیز وار اومده از ریشه بِکنه\nاونی که مالید صد سال راه رو میره یه شبه\nما مثل پروانه نشستیم خیره به شمع خاموش\nکه یه خبر بد دیگه بشنوه\nپیله ی من به دیده ی حق\nحتی میکشه صمغ از شیره سنگ\nولی یه سواله که ضمیمه شعرمه\nاینه که آیا بینش کم، از بیم شکمه؟\n\nگوش به زنگه\nتوش یه جنگه\nکُل توشه سنگه\nرد سایه ها رو بگیر خودت میرسی به چراغ جاده ها\nوقتی فصل آخر این مملکت رو خزان دیدی\nمیبینی عدل و انصاف واسه همه تساوی نی\nتو صف روا دیدی صبح دم اذان میری\nفردا تو خیابونِ غریبه محو تصاویری\nاز سر صبح واسه نون شبت بساط چیدی\nسبک زندگی رو عوض میکنی اگه فضا دیدی\nیا پالتو پوست گرگ تنت به سگت غذا میدی\nکله سوت کشید از بس که ما این همه تضاد دیدیم\nکاش میشد بگم مثبت اندیشم\nاین چشم ها هر جا میرن لنز مستند میشن\nوقتی هیچی میبینی پیش نمیره طبق نقشه\nمیگی همین آلونک تو بیابون یه لنگه کفشه\nولی مهمون تو کاخ میزبان هم معذبه\nکالبدش رو زمین و از درونش معلقه\nحتی اگه مدرنیزه تو دی اِن اِیِش رسوخ کنه\nباز بین وطن و بی وطنی مُردده\nاینجا دغدغه رو دانش و علوم و اسراره\nمیگن هدف محققه ولی با رفع پیش نیاز\nحیات تا وفات رو اصول و برنامه\nمیپرسه تو برنامه ات چیه؟ میگم هر چی پیش بیاد\nوقت صرف تولید، سرا گرم کالا\nتاریخشون دقیقه من میگم ایشالله\nانگ واژه جهان سوم، سبب میشه\nایده هام به محض زاده شدن کفن پیچه\nغرب، یعنی منطق یه غزل پیشه\nجِدیت سردی که با خنده بَزک میشه\nقصه مهاجری که تو خاک وطن ریشه کرده\nولی در حال وداع از اون طرف شیشه\nتو پیچی که حتی بلد گیجه\nیه نگاه از ما هزار و یک قدم پیشه\nمثل مورچه ای که زیر خاکه، تو ظرف شیشه ای\nنمیدونه هر لحظه داره رصد میشه\nمن واسه بیان حرفام دنبال مثال بهترم\nفصلی ندیدم تو کتاب کشورم\nمن تلنبار خاطره از هزار و یک شبم\nگوشامو باد میکنم خودم صدامو بشنوم\nگوش به زنگه",
    "source": "lrclib",
    "found": true
  },
  "storage": {
    "host_path_primary": "yas/singles/beem.mp3",
    "upload_md5_primary": "765e30997624af5214b69577f2138538",
    "upload_size_bytes_primary": 23657626,
    "host_path_128": "yas/singles/beem_128.mp3",
    "upload_md5_128": "52a5c5c5aa427400db2a971229969ca1",
    "upload_size_bytes_128": 11828890,
    "host_path_json": null
  },
  "title_fa_source": "diskography_per_artist",
  "merge_key": "yas::beem"
}