{
  "title_fa": "دیار آشتی",
  "title_finglish": "Diyaare Ashti",
  "artist_fa": "داریوش",
  "artist_finglish": "Dariush",
  "album_title": null,
  "duration_seconds": 739,
  "source": {
    "method": "rj_direct",
    "source_id": "104628",
    "farsichart_platforms": [
      "radiojavan",
      "spotify"
    ],
    "acquisition_url": "https://host2.media-rj.com/media/mp3/mp3-256/104628-5b4aa70e4ae9e83.mp3",
    "spotify_url": "https://open.spotify.com/track/5yjzYMKmNdrIfMP0Os93h8",
    "farsichart_song_url": "https://farsichart.com/songs/dariush-diyaare-ashti",
    "downloaded_at": "2026-09-28T17:02:13Z"
  },
  "audio": {
    "codec": "mp3",
    "primary_bitrate_kbps": 256,
    "primary_filename": "diyaare-ashti.mp3",
    "has_128_variant": true,
    "variant_128_filename": "diyaare-ashti_128.mp3",
    "variant_128_stored_locally": false,
    "variant_128_stored_on_host": true
  },
  "lyrics": {
    "text": "باری اگر روزی کسی از من بپرسد\nچندی که در روی زمین بودی چه کردی\nمن می گشایم پیش رویش دفترم را\nگریان و خندان برمیفرازم سرم را\nآنگاه میگویم که بذری نو فشاندست\nتا بشکفد، تا بردهد بسیار ماندست\n\nدر زیر این نیلی سپهر بی کرانه\nچندان که یارا داشتم در هر ترانه\nنام بلند عشق را تکرار کردم\nبا این صدای خسته شاید خفته ای را\nدر چارسوی این جهان بیدار کردم\nمن مهربانی را ستودم\nمن با بدی پیکار کردم\nپژمردن یک شاخه گل را رنج بردم\nمرگ قناری در قفس را غصه خوردم\nوز غصه مردم، شبی صد بار مُردم\n\nشرمنده از خود نیستم گر چون مسیحا\nآنجا که فریاد از جگر باید کشیدن\nمن با صبوری بر جگر دندان فشردم\nاما اگر پیکار با نابخردان را شمشیر باید می گرفتم\nبر من نگیرید، من به راه مهر رفتم\nدر چشم من شمشیر در مشت یعنی\nیعنی کسی را میتوان کشت\n\nدر راه باریکی که از آن می گذشتم\nتاریکی بی دانشی بیداد می کرد\nایمان به انسان، شب چراغ راه من بود\nشمشیر، دست اهرمن بود\nتنها سلاح من در این میدان، سخن بود\n\nشعرم اگر در خاطری آتش نیفروخت\nاما دلم چون چوب تر از هر دو سر سوخت\n\nسبرگی از این دفتر بخوان شاید بگویی\nآیا که از این می تواند بیشتر سوخت\n\nشب های بی پایان، نخفتم\nپیغام انسان را به انسان بازگفتم\nحرفم نسیمی از دیار آشتی بود\nدر خارزار دشمنی ها شاید که طوفانی گران بایست می بود\nتا برکند بنیان این اهریمنی ها\n\nپیران پیش از ما نصیحت وار گفتند\nدیر است، دیر است، تاریکیِ روحِ زمین را\nنیروی صد چون ما ندایی در کویر است\n\nنوحی دگر می باید و طوفان دیگر\nدنیای دیگر ساخت باید وز نو در آن انسان دیگر\n\nاما هنوز این مرد تنهای شکیبا\nبا کوله بار شوق خود ره میسپارد\nتا از دل این تیرگی نوری برآرد\nدر هر کناری شمع شعری می گذارد\nاعجاز انسان را هنوز امید دارد\nاعجاز انسان را هنوز امید دارد",
    "source": "lrclib",
    "found": true
  },
  "storage": {
    "host_path_primary": "dariush/singles/diyaare-ashti.mp3",
    "upload_md5_primary": "f4d1e629ef5f536300dd5e1a332246a4",
    "upload_size_bytes_primary": 23666779,
    "host_path_128": "dariush/singles/diyaare-ashti_128.mp3",
    "upload_md5_128": "992bf362e1a44a3dab40c4f5fabeecf1",
    "upload_size_bytes_128": 11833519,
    "host_path_json": null
  },
  "title_fa_source": "farsichart_bulk_api",
  "merge_key": "dariush::diyaareashti"
}