{
  "title_fa": "باد پیچید تو مزرعه گندم",
  "title_finglish": "Baad Pichid Too Mazra`eye Gandom",
  "artist_fa": "علی سورنا",
  "artist_finglish": "Ali Sorena",
  "album_title": null,
  "duration_seconds": 282,
  "source": {
    "method": "spotify_link",
    "source_id": "5RWIgENuLKOv2MEjpIbbzf",
    "farsichart_platforms": [
      "spotify"
    ],
    "acquisition_url": "https://www.youtube.com/watch?v=99a_nHinhRE",
    "spotify_url": "https://open.spotify.com/track/5RWIgENuLKOv2MEjpIbbzf",
    "farsichart_song_url": null,
    "downloaded_at": "2026-10-02T12:20:26Z"
  },
  "audio": {
    "codec": "mp3",
    "primary_bitrate_kbps": 256,
    "primary_filename": "baad-pichid-too-mazra-eye-gandom.mp3",
    "has_128_variant": true,
    "variant_128_filename": "baad-pichid-too-mazra-eye-gandom_128.mp3",
    "variant_128_stored_locally": false,
    "variant_128_stored_on_host": true
  },
  "lyrics": {
    "text": "باد پیچید تو مزرعه ی گندم\nپشت زمینای خونه ی پدربزرگ\nاینجا کویره؛ گرم، خشک، سخت، بزرگ\nگفتم یادته نواختی برامون\nبا گندما سوت سوتک ساختی برامون\nاومد یادم، اومد یادش و ساخت\nسوت سوتک رو بازم نواخت\nبازم نواخت، بادم نواخت\nگندما می رقصیدن، اون بازم نواخت\nپشت به من بود، وقتی برگشت دیدم\nچشمهاش درخشیدن ولی بازم نواخت\nزندگی گاهی ورم می کنه\nسعی کن آروم باش و متین\nسقوط کن به عمق رها شو\nمثل نفس های عمیق\nرهایی فرار نیست پشت هر گره\nیه شیوه ی مبارزه است\nاین رو به رو شدن یعنی لمس واقعیت\nو فراری از پناهگاه متنفره\nباد پیچید تو مزرعه ی گندم\nگرم شدم من همه ی سرد رو\nایستادم احساس از حضوم گذشت\nاشک درد رو شست غروبم شکست\nباد پیچید تو مزرعه ی گندم\nآزاد شدم من همه ی درد رو\nمرحم گذاشت رو زخم های بازم\nورودم به قعر، سقوطم به زخم\n\nاین منم یه انسان سخت که دنبال صحنه می گرده\nجاری تو پهنای مرگ، گرچه می ترسه\nبدون لحظه ای وقفه به سمت آینده\nاون گلوله ای که می شه شلیک هرگز\nبه اسلحه بر نمی گرده\n\nدر انتهای هر زمستان\nکه دست ها و ساقه ها غروب می کند\nآخرین انار دنیا به روی سنگ فرشی از جنس خون غروب می کند\nدر انتهای این تباهی، انتهای این هوای بد\nانتهای کوچه های یاس\nبن بست ها غروب می کند\nدر انتهای تن جان غروب می کند\nدر انتهای شب جهان غروب می کند\nدر انتهای فقر نان غروب می کند\nو در انتهای آخرین رعد و آخرین ستاره آسمان غروب می کند\nو باران غروب می کند\nسواران غروب می کند، نامداران غروب می کند\nتیر های چوبی از روی شونه های بردگان غروب می کند\nدر این سراسر غرق تباهی، آفتاب و آفتاب گردان\nو مزرعه های سرگردان غروب می کند\nاینجا که فواره ها جعل آبند\nآبشاران غروب می کند\nمثل تو که آخرین بند سرخ قامتت\nاز میون دست های خالی ما\nبه روی بومی از خیابان غروب می کند\nخیابان غروب می کند\n\nاین منم یه انسان سخت که دنبال صحنه می گرده\nجاری تو پهنای مرگ، گرچه می ترسه\nبدون لحظه ای وقفه به سمت آینده\nاون گلوله ای که می شه شلیک هرگز، به اسلحه بر نمی گرده",
    "source": "lrclib",
    "found": true
  },
  "storage": {
    "host_path_primary": "ali-sorena/singles/baad-pichid-too-mazra-eye-gandom.mp3",
    "upload_md5_primary": "1d71126893d7714ddf441c73a7638dd3",
    "upload_size_bytes_primary": 9027270,
    "host_path_128": "ali-sorena/singles/baad-pichid-too-mazra-eye-gandom_128.mp3",
    "upload_md5_128": "ab40bc9d250cfa3ce80738ee59ebf82c",
    "upload_size_bytes_128": 4513734,
    "host_path_json": null
  },
  "title_fa_source": "llm_generated_unverified",
  "merge_key": "alisorena::baadpichidtoomazraeyegandom"
}