{
  "title_fa": "آسایشگاه",
  "title_finglish": "Asayeshgah",
  "artist_fa": "علی سورنا",
  "artist_finglish": "Ali Sorena",
  "album_title": null,
  "duration_seconds": 285,
  "source": {
    "method": "spotify_link",
    "source_id": "6v87nEOd7Cs0tdbj2x59Ws",
    "farsichart_platforms": [
      "spotify"
    ],
    "acquisition_url": "https://www.youtube.com/watch?v=lkzbNE26kLU",
    "spotify_url": "https://open.spotify.com/track/6v87nEOd7Cs0tdbj2x59Ws",
    "farsichart_song_url": null,
    "downloaded_at": "2026-10-02T12:21:15Z"
  },
  "audio": {
    "codec": "mp3",
    "primary_bitrate_kbps": 256,
    "primary_filename": "asayeshgah.mp3",
    "has_128_variant": true,
    "variant_128_filename": "asayeshgah_128.mp3",
    "variant_128_stored_locally": false,
    "variant_128_stored_on_host": true
  },
  "lyrics": {
    "text": "امروز بی تکیه، بی سرپناه، ایستادیم توو معبر باد\nو تیکه پاره ی بنفشه ها، از هر ور خاک\nرد میشد از تنِ ما\nما که میدون مین رو دورمون کوبید زندگی\nو خوشبختی فقط از بتمون رویید\nما اشباحی از حضور خودمون بودیم\n\nدر من آهن می روید از تباهی با درد\nرنج رحم من رو کشت و اشتیاق رو دادم\nدر من آهن می روید از تباهی تا فقر\nفقر، خودکشی، دگر کشی جنایت\nمن هر روز صبح بیدار میشم با امضا پای برگه های رخداد و فاجعه\nهر روز حادثه، هر روز حادثه\n\nنبض های ما آلوده به جراحت و زخمه\nمحکم تر بگیر که به باد نره چترت\nتو که باقیمونده ای از نجابت نسلت\nرها کن چترت رو اسارتت بسته\n\nتوی فصل بارش از درون تاریکیِ محض\nسنگ تر شدن و سنگ تر شدن و سنگ تر شدن\nمن آغاز می کنم یه پاییز پر از مرگ\nیه لحظه ی مهیج از خرد شدنِ آهن\n\"من افسرده نیستم\"\nاین واقعیت ها غرق کرده قایق بی پاروی من رو تا ته\n\nحس می کردم از وجودم زندگی عبور کرد\nتو بند بندِ بودنم خورشید طلوع کرد\nتو دشت طلایی پروانه ها، یه دختر\nمیون بوته ها آروم گُلارو بو می کرد\nنگاهم می کرد درد ها و رنج رفتن\nاحساس می کردم خوشبختِ خوشبختم\nنگاهم می کرد که زندگی چه زیباست\nآرومِ آروم به خواب رفتم\n\nسر رو پای مادرم\nدر رو زدن محکم، یهو نگاهش کردم\n(مادر:) \"چیزی نیست آروم باش\"\nباورش می کردم\nبا اینکه هر بار محکم تر از قبل می کوبیدن به در\nباورش می کردم\nدست های گرمش، زخم هامو بستن\n\nتوی آخرین جنگ خورشید و سُرخی\nطلای لبخندم شد غروب رنج\nمادرم که غیب شد درب رو شکستن\nداد زدم \"دستای ما آلوده به قتلن\"\nسوزش سرنگ رو حس کردم تو دستم\n\"من افسرده نیستم\"\n\nحس می کردم از وجودم زندگی عبور کرد\nتو بند، بندِ بودنم خورشید نفوذ کرد\nیه گوزن، تو دشت پروانه ها، بی حرکت\nنگاهش رو تو دوربین تفنگم فرو کرد\nماشه رو کشیدم، خورشید غروب کرد\nتفنگ رو انداختم می دویدم با ولع\n\nرسیدم به جای شکارم؛ یه آن\nبوته ها رو با دستام دادم کنار\nیه دختر افتاده بود رو بوته ها و خاک\nفشار شونه هام دستهام رو شل کرد\nهنوزم از خودم می پرسم\n\"من گوزن رو کشتم یا اونا به من گفتن؟\"",
    "source": "lrclib",
    "found": true
  },
  "storage": {
    "host_path_primary": "ali-sorena/singles/asayeshgah.mp3",
    "upload_md5_primary": "354694f3918a21c9238bce7c446d6a60",
    "upload_size_bytes_primary": 9122450,
    "host_path_128": "ali-sorena/singles/asayeshgah_128.mp3",
    "upload_md5_128": "75f06371f08976fa1dd64448d48889d7",
    "upload_size_bytes_128": 4561298,
    "host_path_json": null
  },
  "title_fa_source": "llm_generated_unverified",
  "merge_key": "alisorena::asayeshgah"
}