{
  "title_fa": "Akharin Vasvase",
  "title_finglish": "Akharin Vasvase",
  "artist_fa": "علی سورنا",
  "artist_finglish": "Ali Sorena",
  "album_title": null,
  "duration_seconds": 495,
  "source": {
    "method": "spotify_link",
    "source_id": "3OXuU3i0XEw9jB8SQ0VcQH",
    "farsichart_platforms": [
      "spotify"
    ],
    "acquisition_url": "https://www.youtube.com/watch?v=q1_k4ubSqyA",
    "spotify_url": "https://open.spotify.com/track/3OXuU3i0XEw9jB8SQ0VcQH",
    "farsichart_song_url": null,
    "downloaded_at": "2026-10-05T18:13:23Z"
  },
  "audio": {
    "codec": "mp3",
    "primary_bitrate_kbps": 256,
    "primary_filename": "akharin-vasvase.mp3",
    "has_128_variant": true,
    "variant_128_filename": "akharin-vasvase_128.mp3",
    "variant_128_stored_locally": false,
    "variant_128_stored_on_host": true
  },
  "lyrics": {
    "text": "نه ترسیدیم از دار\nنه خم شدیم رو به جَباران\nنعره کشیدیم مست و بیدار\nچه گرد و خاکی به پا کرد فرار یاران\nهمین گذشت پشتِ پرده\nوصف حالِ ما نَبرده\nکارد رو فرو کردیم تا ته توی صحنه\nدشمن هنوز پی بخیه می گرده\nیا زیرِ دست و پای هم پاره مُردن\nیا سگ نگهبانِ کاخ لردشونن\nاین گوسفندا عاشق صدای گرگن\nخارتون رو گاییدم بمونه گل تهش\nشرح حال ما رقص رو لب تیغ بود\nاما کار شما کاسبا، یه تبلیغ\nبنویس تو تاریخ تا که یادتون بمونه\nاعتبارتون به خون ئه\nوصله، بالتون به لونه\nاعتقادتون به نونه و نقابتون و\nخون زنده ها رو زنده بو بکشید هار و پاره پوره\nتا بوسه ی باد و این اجتماع سوخته\nلباس هر کی غیر زنده ها رو بتکون\nکه تو حجاب نمیره ذهن پاک و زنده خو\nها؟ هار و قصه گو باش، بیداره شعرِ خون\nما تولدمون تو عشق ماشه بود و پوکه\nتو طول ننه بابات لاشه بود و خوک\nمن هنوز کارده تنم با من\nبا من دَم از امنیت جاده نزن\nماها، باج ندادیم شما رو راهت ندادن بفهم\nفرق مجرم و غیر مجازو نفهم\nده تا\nده تا مثل من بس واسه ریختن اگه\nیه تنه ریز به کاخ بزنن، هفت تا\nهفت تا مجوزو بکن هفت سوراخت لاشی\nکسی نمیگه تا کجا داد بزنم ببین\nیه شعر شدم راوی باد و\nزمانو نجات دادم از دست ثانیه ها\nتنهایی راه و بداهگی مو گم کردم\nاونجا که از ترس دادم به هر قافیه جا\nیه روزی می فهمی مفهوم زندان رو\nکه چالت بکنن تو تبانی آزادیت\nتو نه گریخته شدی از جایی و نه به جایی\nکشیده شدی غیر این اتاقی که داری\nتو این قهقهرا، خونه، کفن احمقاست\nمی زنه مخبر از خون جسد شرخرا\nبه خیلیا می شه رسید ته خط های ممتد\nبه ما می شه رسید از بوی دهن کرکس ها\nتو این کویر خون آلود\nمن آویز صلیب تنم\nمنتظرن بشکنه به شونه سرم\nکرکس های قبیله\nخلاء، بودی و رهام کردی وسط بوران\nمیخونم با زخم مطرودان\nمن دیوونه تر از اونام\nمیام پایین از این صلیب سوزان\nبگید از کشته های سفره\nاز این خون آسمون، صورت سرخ زمین\nبا همه ضرورت قامت شکسته تون\nبزنید تو قلب درشت قبیله تون\nبگید از دروغ جمع لاغر و تنهاتون\nاز لکه های خون رو دامن سرمایه\nاز مرگ سادگی، از حیرت آزادی و\nاز ترکیدگی چرک تاول فرداتون\nاز اونا که حذفن از دسته و سازش\nاز مدرسه اداره، مسجد و دانشگاه\nاز ما که عضو نشدیم تو بیماری جمعیتون\nکشیدیم تهمت این بیماری رو تا اصلاح\nبی لباس معامله لخته میره سرما رو\nیه تن تیکه موند واسش، تخم کینه همراهش\nحتی عشقو نخواست تو معامله هاتون\nیه نه محکم ساخت به کسکشی ئه دلال\nبگید که زندگی همینجاست\nبیرون از کمان ساعت، کشیدگی فردا\nمیاد به سمتت و هنرمند همینجاست\nکه نمیدونه کِی و کجا کشته میشه اما\nزیادن اونا که غرقن توی لیست نظام های سلطه تون\nیه مشت کاسه لیس مجبور\nبگید از صداها، از نگاه های مجروح\nخودکاراتون، باتوم دست پلیس های سرکوبه\nخط های قرمز و مرزها رو بردار\nهنر نیست ابزار امنیت، دلال\nهم تو کار ما پیدا نشد طی این چند سال\nما دردیم اینا اشراف، به ما نگید همکار\nاگه فقط یکم جر می خوردید عین زنان حاشیه\nمی دیدید زندگی مهمه\nتوو زمین استبداد زیر آلت استعمار\nاز واژن شَهرت جمع کن سقط دین و دینتو\nبخون واسه اونا که طرفدارتن هی\nاینجا واقعیه، خطرناکه شر\nگوشی دستته؟ این رو با اربابتم\nاسلحه واسه ما مفهوم بود، نه ابزار رقص\nطرفم بی یاور، با یه قشون تا ته\nلا دندونم جنازته\nخودتون به گا میرین و کاسبتون پارست\nانقده فشار نده خودکارو پاره شد اون کاغذ\nافق زندگی از دل یه رخداده\nاونجا که بهت می گن دیوونه، بِرون سمتت اینه\nکه با تار و پود بزنی بیرون از هر سنگر\nجنگو یاد بگیر تا گم نشی تو جنگل\nادامه بده حتی به زور هم که میشه\nگند بزن خوبه، بدون بعدش میشه\nمثل من که کرکس رو دیدم یه پروانه\nهمین مستی، مسیر من رو کشوند سمت پیله\nگند پشت گند، اضطراب پر از صدام\nلای یه مشت موش موذی عمق لحظه هام مُرد\nچقدر باید پرت می بودم\nکه از لاشه گذشتم اعتراف کنم به لاشخور\nبه دندون کشیدن لاشه هامو شاد\nخوک های ترسوی بی عرضه و توان\nاما مهم نیست، همین یه راه تازه ساخت چون\nهنر من همیشه از لای ضایعات بود\nلاشخورهای بی کیفیت\nرو بلندای رشد بکشیدم\nنه میمیرم، نه برمیگردم\nبهتره از پشت بُکُشیدم\nاز این لحظه هر کی ضده، به گا رفته صاف\nو هر واژه مون رو به حساب جنایت بذار\nمیگامتون دونه دونه مثل سابق\nو بهتره که بیاید با این حسادت کنار",
    "source": "lrclib",
    "found": true
  },
  "storage": {
    "host_path_primary": "ali-sorena/singles/akharin-vasvase.mp3",
    "upload_md5_primary": "8d72f773595bd1e308cd1ca92cefe215",
    "upload_size_bytes_primary": 15842451,
    "host_path_128": "ali-sorena/singles/akharin-vasvase_128.mp3",
    "upload_md5_128": "8c59c66ff2fd2d4bfe2e3299db0ea9b6",
    "upload_size_bytes_128": 7921299,
    "host_path_json": null
  },
  "title_fa_source": "fallback_finglish_no_source",
  "merge_key": "alisorena::akharinvasvase"
}